خرید بک لینک
(( خدایا دوستت دارم ))کاش می شد خنده را، تکثیر کردکاش می شد اشک را، تبخیر کردکاش می شد زندگی، تحریر کردکاش می شد عذر را، تقصیر کردکاش می شد عشق را، تقدیر کردکاش می شد نقص را، تعمیر کردکاش می شد نیمه را، تکمیل کردکاش می شد غصه را، تقلیل کردکاش می شد مهر را، تجلیل کردکاش می شد شعر را، تحلیل کردکاش می

برچسب: نویسنده: ایلیا کاشانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 1:07

بچه ها صبحتان بخیر ..سلامد رس امروز فعل مجهول استفعل مجهول چیست میدانیدنسبت فعل ما به مفعول استدر دهانم زبان چو,اویزیدر تهیگاه زنگ میلغزیدصوت ناسازم انچنان که مگوشیشه بر روی سنگ میلغزیدساعتی داد ان سخن دادمحق گفتار ادا کردمتا ز اعجاز خود شوم اگاهژاله را ز ان میان صدا کردمژاله از درس من چه فهمیدیپا

برچسب: نویسنده: ایلیا کاشانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 1:07

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!---------------لاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این انسان و گرگ---------------زور بازو چاره ی این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره چیست---------------ای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویش---------------وی بسا زور آفرین مرد دلیرهست

برچسب: نویسنده: ایلیا کاشانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 1:07

صفحه بندی